<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>بهترین مرکز تفریحی ایرانیان | عکس فیلم بازی | Game Film Picture</title>
<link>http://www.topcenter.ir</link>
<description>Picture,game,Film,free,warez</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>webmaster@phpnuke.ir</dc:creator>
<dc:date>24-12-1388</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>24-12-1388</sy:updateBase>

<item>
<title>دختر ها چه شوهری می خوان!!!</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=208</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">دختر ها چه شوهری می خوان!!!</font></p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<p><font face="Tahoma">دختر ها چه شوهری می خوان :</font></p>
<p><font face="Tahoma">یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه </font></p>
<p><font face="Tahoma">دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار&nbsp; خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.</font></p>
<p><font face="Tahoma">دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه </font></p>
<p><font face="Tahoma">دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید )یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه </font></p>
<p><font face="Tahoma">دختر 52 ساله: او فقط&nbsp; مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته </font></p>
<p><font face="Tahoma">دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه</font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">208@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ويژگي هاي 2خمل خوب</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=207</link>
<description><![CDATA[<font face="Tahoma">
<p style="TEXT-ALIGN: center">ويژگي هاي 2خمل خوب</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">يه دختر خوب اولاً اصلاً پيدا نميشه<br />
يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه<br />
يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه<br />
<br />
يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه<br />
يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نميگه<br />
يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه<br />
يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه<br />
يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي کنه<br />
يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره<br />
يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي داره بندازه رو سرش مثل روسري<br />
يه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالي نمي کنه<br />
يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل تره لج نميشه<br />
يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمي ندازه<br />
يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نمي کنن </p>
</font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">207@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ويژگي هاي يه پسر خوب</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=206</link>
<description><![CDATA[<p align="center">ويژگي هاي يه پسر خوب<br />
<br />
یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی دهد <br />
<br />
* یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود &laquo;مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد&raquo;<br />
<br />
* یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود<br />
<br />
* یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش<br />
<br />
* یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی زنه بیرون<br />
<br />
* یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت می فرسته<br />
<br />
* یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمی شینه<br />
<br />
* یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده<br />
<br />
* یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه: &laquo;ساعت چند؟، کی میای؟ کجا؟ دیر نکنی ها&raquo;<br />
<br />
* یک پسر خوب زمانی که کسی می خواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمی کند<br />
<br />
* یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید<br />
<br />
* یک پسر خوب که ژیان سوار می شود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمی کشد<br />
<br />
* یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمی کند<br />
<br />
* یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کند<br />
<br />
* یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشمش را به آسفالت می دزود<br />
<br />
* یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمی کند<br />
<br />
* یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند<br />
<br />
* یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمی کند<br />
<br />
</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">206@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>معنای نام کشورهای جهان</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=205</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">معنای نام کشورهای جهان</font></p>
<p><font face="Tahoma">آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی) </font></p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی) </font></p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;آلبانی: سرزمین کوه نشینان </font></p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)&nbsp; </font></p>
<p><font face="Tahoma">آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود </font></p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)&nbsp; </font></p>
<p><font face="Tahoma">اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)</font></p>
<p><font face="Tahoma">&nbsp;ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)&nbsp; </font></p>
<p><font face="Tahoma">اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی) </font></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برید به ادامه مطلب</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">205@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>!! چگونه لج دخترها را در بیاریم !!</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=203</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">!! چگونه لج دخترها را در بیاریم !!</font></p>
<p><font face="Tahoma">- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از&nbsp; یکی دیگه بپرسید </font></p>
<font face="Tahoma">
<p><br />
۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید&nbsp; رو بوق </p>
<p>۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید </p>
<p>۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو&nbsp; عوض کنید </p>
<p>۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید </p>
<p>۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید </p>
<p>۷- توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید </p>
<p>۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود </p>
<p>۹- اشتباهات لفظی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید </p>
<p>۱۰- تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید </p>
<p>۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون </p>
<p>۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید </p>
<p>۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید </p>
<p>۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید </p>
<p>۱۵- چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید </p>
<p>۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده </p>
<p>۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه </p>
<p>۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده </p>
<p>۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه </p>
<p>۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید </p>
<p>۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید</p>
</font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">203@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>ماجرای سربازی رفتن خانوم&zwnj;ها!! (طنز)</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=202</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">ماجرای سربازی رفتن خانوم&zwnj;ها!! (طنز)</font></p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<p><font face="Tahoma">صبحگاه:<br />
فرمانده: پس این سربازه&zwnj;ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟<br />
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن </font></p>
<p><font face="Tahoma">ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند&hellip;<br />
سلام سارا جان<br />
سلام نازنین، صبحت بخیر<br />
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر<br />
سلام نرگس<br />
سلام معصومه جان<br />
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی&hellip;</font></p>
<p><font face="Tahoma">صبحانه:<br />
وا&hellip; آقای فرمانده، عسل ندارید؟<br />
چرا کره بو میده؟<br />
بچه&zwnj;ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه<br />
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم</font></p>
<p><font face="Tahoma">بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)<br />
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید<br />
وا نه، لباسامون خاکی میشه &hellip;<br />
آره، تازه پاره هم میشه &hellip;<br />
وای وای خاک میره تو دهنمون &hellip;<br />
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا &hellip;</font></p>
<p><font face="Tahoma">ناهار<br />
این چیه؟ شوره<br />
تازه، ادویه هم کم داره<br />
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه<br />
من که نمی&zwnj;خورم، دل درد میگیرم<br />
من هم همینطور چون جوش میزنم<br />
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!<br />
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟<br />
برو خودت غذا درست کن<br />
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی&zwnj;کنم، حالا واسه تو &hellip;<br />
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد</font></p>
<p><font face="Tahoma">بعد از ناهار<br />
فرمانده: کجان اینا؟<br />
معاون: رفتن حمام<br />
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه&zwnj;ها گم میشود&hellip;<br />
هوووو&hellip;. بی شعور<br />
مگه خودت خواهر مادر نداری&hellip;<br />
بی آبرو گمشو بیرون&hellip;<br />
وای نامحرم&hellip;<br />
کثافت حمال&hellip;<br />
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)</font></p>
<p><font face="Tahoma">بعد از ظهر<br />
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟<br />
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟<br />
جوجه بدون برنج<br />
رژیمی عزیزم؟<br />
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">شب در آسایشگاه<br />
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟<br />
فرمانده: بله بسیار زیاد!<br />
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم<br />
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!</font></p>
<p><font face="Tahoma">فرمانده میره تو آسایشگاه:<br />
وا&hellip;عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو<br />
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو<br />
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!<br />
همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند<br />
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟<br />
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.<br />
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده<br />
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.<br />
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی<br />
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!</font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">202@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>اسم واقعی افراد سرشناس!</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=201</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">اسم واقعی افراد سرشناس!</font></p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<p align="center"><font face="Tahoma">کمال الملک &mdash;&ndash;&gt; محمد غفاری<br />
مارک تواین &mdash;&ndash;&gt; ساموئل لنگهورن کلمنس<br />
میرزاده عشقی &mdash;&ndash;&gt; سید محمدرضا کردستانی<br />
سیمین بهبهانی &mdash;&ndash;&gt; سیمین خلیلی<br />
امیر کبیر &mdash;&ndash;&gt; تقی فراهانی<br />
ذبیح الله منصوری &mdash;&ndash;&gt; ذبیح الله حکیم الهی دشتی<br />
م. امید &mdash;&ndash;&gt; مهدی اخوان ثالث<br />
شهریار &mdash;&ndash;&gt; محمدحسین بهجت تبریزی<br />
حافظ&nbsp; &mdash;&ndash;&gt; شمس الدین محمد شیرازی<br />
چارلی چاپلین &mdash;&ndash;&gt; سِر چارلز اسپنسر چاپلین<br />
پروین اعتصامی &mdash;&ndash;&gt; رخشنده اعتصامی<br />
صائب تبریزی &mdash;&ndash;&gt; میرزا محمد علی<br />
سلمان فارسی &mdash;&ndash;&gt; روزبه<br />
ستارخان &mdash;&ndash;&gt; ستار قره&zwnj;داغی<br />
میرداماد &mdash;&ndash;&gt; میر برهان&zwnj;الدین محمدباقر استرآبادی<br />
باقرخان &mdash;&ndash;&gt; باقر تبریزی<br />
نسیم شمال &mdash;&ndash;&gt; سید اشرف&zwnj;الدین گیلانی<br />
جبار باغچه بان &mdash;&ndash;&gt; میرزا جبار عسگرزاده<br />
بدیع الزمان فروزانفر &mdash;&ndash;&gt; محمدحسین بشرویه&rlm;ای<br />
چه گوارا &mdash;&ndash;&gt; ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا<br />
سعدی &mdash;&ndash;&gt; مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله<br />
عزیز نسین &mdash;&ndash;&gt; مَحمَت نُصرَت<br />
آتا تورک &mdash;&ndash;&gt; مصطفی کمال پاشا<br />
ولتر &mdash;&ndash;&gt; فرانسوا ماری آروئ<br />
بودا &mdash;&ndash;&gt; سیدارتا گوتما<br />
بیل کلینتون &mdash;&ndash;&gt; ویلیام جفرسون بلایت سوم<br />
سیمون بولیوار &mdash;&ndash;&gt; سیمون لوسی ارنستین ماری<br />
پله &mdash;&ndash;&gt; ادسون آرانتس دوناسیمنتو<br />
نیما یوشیج &mdash;&ndash;&gt; علی اسفندیاری<br />
افلاطون&nbsp; &mdash;&ndash;&gt; آریستو کلس<br />
گلاب آدینه &mdash;&ndash;&gt; گلاب مستعان<br />
شیرین بینا &mdash;&ndash;&gt; شیرین صدق گویا<br />
مادر ترزا &mdash;&ndash;&gt; آگنس گوک بژازین<br />
بزرگ علوی &mdash;&ndash;&gt; مجتبی علوی<br />
نادره &mdash;&ndash;&gt; حمیده خیر آبادی<br />
تیتو &mdash;&ndash;&gt; جوزپ بروز<br />
ثریا قاسمی &mdash;&ndash;&gt; مولود ملاقاسم<br />
جان وین &mdash;&ndash;&gt; ماریون موریسون<br />
ایرج راد &mdash;&ndash;&gt; اکبر حسنی راد<br />
سیروس گرجستانی &mdash;&ndash;&gt; علی اکبر محمدزاده گرجستانی<br />
استالین &mdash;&ndash;&gt; یوسف ویساریونوویچ ژوگاشویلی<br />
سولات سار &mdash;&ndash;&gt; پل پوت<br />
فروزان &mdash;&ndash;&gt; پروین خیر بخش<br />
گوهر مراد &mdash;&ndash;&gt; غلامحسین ساعدی<br />
ر . اعتمادی &mdash;&ndash;&gt; رجبعلی اعتمادی<br />
م .. الف . به آذین &mdash;&ndash;&gt; محمود اعتمادزاد<br />
ملکه الیزابت &mdash;&ndash;&gt; الیزابت الکساندرا مری ویندسور<br />
ایرج &mdash;&ndash;&gt; حسین خواجه امیری<br />
پرویز یاحقی &mdash;&ndash;&gt; پرویز صدیقی پارسی<br />
ابوعمار &mdash;&ndash;&gt; یاسر عرفات<br />
ماکسیم گورکی &mdash;&ndash;&gt; آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف<br />
ملک الشعرا &mdash;&ndash;&gt; محمدتقی بهار<br />
آریل شارون &mdash;&ndash;&gt; آریل ساموئل مشرایبر<br />
عبدالکریم سروش &mdash;&ndash;&gt; حسین حاج فرج الله دبّاغ<br />
کیتارو &mdash;&ndash;&gt; ماسانورى تاکاهاشى<br />
تروتسکی &mdash;&ndash;&gt; لو داویدوویچ برونشتاین</font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">201@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>7-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>و باز هم زلزله در اندیمشک و دزفول شهر های حوم</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=200</link>
<description><![CDATA[<font size="2">
<p align="center">و باز هم زلزله در اندیمشک و دزفول شهر های حومه آن</p>
<p align="center">&nbsp;</p>
<font size="2">
<p dir="ltr" align="center">امروز باره اولش 10 دقیقه به 11 صبح بود ک همرو وحشت زده کرد</p>
<p dir="ltr" align="center">باره دوم ساعت تقریبا 2 بود که حدود 7ثانیه زمین لرزه همه ی مارو ترسوند</p>
<p dir="ltr" align="center">خدا رحم کنه</p>
<p dir="ltr" align="center">امسال اردیبهشت ماه اومد،یک ماه پیش هم 18 بار اومد و امروزو که به همین نحوی که گفتم</p>
<p dir="ltr" align="center">هنوز هیچ خبری از اندازش و خرابیاش نرسیده</p>
<p dir="ltr" align="center">البته یک ماه پیش هم که کلی زخمی داده بود بخش الوار اندیمشک اعلام شد که هیچ خسارتی نداشته.170تا خونه هم خراب شده بود.</p>
<p dir="ltr" align="center">وای.2بارشم طبقه اول دانشگاه بودم،اگر همکف بودیم باز فرار میتونست کاری کنه،اما هیچ امیدی نداشتیم و فقط توکل بودو دلای لرزیده ی ما</p>
<p dir="ltr" align="center">بعضی از بچه ها کسایی رو که میخواستن فرار کنن رو مسخره میکردن،اما واقعا کاره زشتو بی منطقی بود.آخه کسی نیست بهشون بگه اگه الان نترسن کی بترسن پس؟از نمره یا یه دختر یا یه قول؟؟؟<br />
شایدم اینجور میخواستن خودشون رو آروم کنن</p>
<p dir="ltr" align="center">اما واقعا نمیدونستیم چی کار کنیم.من ک ه کلاس آمار حیاتی داشتم بیخیالش شدم و فقط خواستم کناره خونوادم باشم.</p>
<p dir="ltr" align="center">راستی یه شایعه هایی هم تو کوچه پس کوچه ها راجع به زمین لرزه هست که این مدت اندیمشک مرکزش بوده و تا اهواز رو به خوبی لرزونده</p>
<p dir="ltr" align="center">دارم تحقیق میکنم اگه مطمئن شدم میگم این کارای دولتی که میگن چی هست.</p>
<p dir="ltr" align="center">دانیال</p>

<p align="center">&nbsp;</p>
</font></font>]]></description>
<guid isPermaLink="false">200@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>عکس خبری</dc:subject>
<dc:date>4-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>دختر کوچک و آقای دکتر</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=199</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">دختر کوچک و آقای دکتر</font></p>
<p><font face="Tahoma">در مطب دکتر به شدت به صدا درامد . دکتر گفت: در را شکستی ! بیا تو&nbsp; در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود ، به طرف دکتر دوید : آقای دکتر ! مادرم !&nbsp; و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید ! مادرم خیلی مریض است . دکتر گفت : باید مادرت را اینجا بیاوری ، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم . دختر گفت : ولی دکتر ، من نمیتوانم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">اگر شما نیایید او میمیرد ! و اشک از چشمانش سرازیر شد . دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود .<br />
دختر دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد ، جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود . دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص تب او را پایین بیاورد و نجاتش دهد . او تمام شب را بر بالین زن ماند ، تا صبح که علایم بهبودی در او دیده شد . زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکر کرد . دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی . اگر او نبود حتما میمردی !</font></p>
<p><font face="Tahoma">مادر با تعجب گفت : ولی دکتر ، دختر من سه سال است که از دنیا رفته ! و به عکس بالای تختش اشاره کرد . پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد . این همان دختر بود ! یک فرشته کوچک و زیبا &hellip;.. !</font></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">199@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>30-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>خوش بین ها کمتر سرما می خورند!</title>
<link>http://www.topcenter.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=198</link>
<description><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma">خوش بین ها کمتر سرما می خورند!</font></p>
<p><font face="Tahoma">محققان انگلیسی و آلمانی دریافتند که خوش بینی نه تنها استرس را کاهش می دهد بلکه سیستم ایمنی را در مقابل ویروسهای سرماخوردگی تقویت می کند.</font></p>
<p><font face="Tahoma">به گزارش مهر، دانشمندان دانشگاه هامبورگ و روهامپتون در این خصوص توضیح دادند: &ldquo;مطالعات بسیاری نشان داده اند که استرس سیستم ایمنی را آسیب پذیر کرده و بنابراین افراد استرسی بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای مختلف قرار دارند. ما در این تحقیقات جدید می خواستیم بدانیم که آیا با اجرای عادات مثبت در زندگی مثل خوش بینی می توان خطر بیمار شدن را کاهش داد.&rdquo;</font></p>
<p><font face="Tahoma">این محققان به منظور پاسخگویی به این پرسش ۴۳ دانشجوی دختر و ۳۷ دانشجوی پسر با سن متوسط ۲۳ سال را انتخاب کردند و آنها را در دو گروه خوش بین ها و بدبین ها قرار دادند.</font></p>
<p><font face="Tahoma">براساس گزارش آنسا، این ۸۰ دانشجو قبل، در طول و پس از یک دوره از امتحانات دانشگاهی تحت کنترل قرار گرفتند. نتایج این تحقیقات نشان داد که گروه خوش بینها نه تنها استرس کمتری نسبت به بدبین ها داشتند بلکه کمتر از آنها نیز علائم سرماخوردگی (گرفتگی بینی، سرفه، التهاب گلو و &hellip;) را نشان دادند.</font></p>
<p><font face="Tahoma">این دانشمندان افزودند: &ldquo;درحالی که خوش بین ها بر روی درسها و امتحانات خود تمرکز کرده بودند، بدبین ها مجبور بودند برای گذارندن امتحانات تلاش بیشتری کنند و از استرس زیاد و ابتلا به بیماریهای ویروسی مثل سرماخوردگی رنج ببرند.&rdquo;</font></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">198@http://www.topcenter.ir</guid>
<dc:subject>مطالب جالب</dc:subject>
<dc:date>30-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط dany</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
